مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

648

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

التّغيير حتّى يكذَّب الظّالم ويعلم الحقُّ أين مصيره ، ولكنّه جعل الدُّنيا دار الأعمال وجعل « 1 » الآخرة دار القرار ، ليجزي الّذين أساؤوا بما عملوا ويجزي الّذين أحسنوا بالحسنى ، فقال عليٌّ « 1 » عليه السلام : الحمد للَّه « 2 » شكراً على نعمائه وصبراً على بلائه . « 3 » الصّدوق ، كمال الدّين ، 1 / 262 - 264 رقم 10 / عنه : الدّيلمي ، إرشاد القلوب ، / 372 - 373 ؛ الحرّ العاملي ، إثبات الهداة ، 1 / 506 ؛ المجلسي ، البحار ، 28 / 52 - 54 ؛ المشهدي القمي ، كنز الدّقائق ، 11 / 213 - 214 3

--> ( 1 ) - [ لم يرد في إرشاد القلوب ] . ( 2 ) - [ زاد في إرشاد القلوب : « و » ] . ( 3 ) - سلمان فارسي گويد : من در هنگام مرض موت رسول خدا صلى الله عليه وآله كه در آن وفات كرد ، خدمت آن حضرت نشسته بودم كه فاطمه زهرا عليها السلام وارد شد . چون ضعف أو را ديد ، گريست تا اشكش بر گونه‌اش روان شد . رسول خدا به أو فرمود : « فاطمه براي چه گريه مىكنى ؟ » عرض كرد : « يا رسول اللَّه ! بر خود وفرزندانم بعد از شما نگرانم . » دو چشم رسول خدا غرق أشك شد وفرمود : « اى فاطمه ! مگر نمىدانى كه ما أهل بيتي هستيم كه خدا براي ما آخرت را بر دنيا برگزيده است ودنيا بر همه كس به طور حتم فانى مىشود وبه راستى خداى تبارك وتعالى نظري به زمين انداخت واز همه خلقش مرا انتخاب كرد . دوباره نظري انداخت ، شوهر تو را انتخاب كرد وبه من وحى كرد كه تو را به أو تزويج كنم وأو را ولى ووزير خود سازم ودر امتم خليفه گردانم ؟ پدرت بهترين پيغمبران ورسولان أو است وشوهرت بهترين اوصياست وتو اوّل كسى باشى كه از خاندانم به من ملحق شوى . سپس بار سوم نظري به زمين انداخت وتو را وفرزندانت را انتخاب كرد . تو سيده زنان بهشتى ودو پسرت حسن وحسين ، دو سيد جوانان بهشتند ومن وشوهرت واوصياى من تا روز قيامت همه رهبر ورهياب هستيم . اوّل أوصيا پس از من ، برادرم على است . سپس حسن وسپس حسين . سپس 9 تن از أولاد حسين . هم درجهء من در بهشت ، درجه‌اى نزديك‌تر به خدا از درجهء برادرم نيست . دختر جانم ! نمىدانى كه كرامت خدا براي تو آن است كه تو را به بهترين امتم ، به بهترين خاندانم ، به قديم‌ترين مسلمان وحليم‌ترين ودانشمندترين آنان شوهر داده است . » فاطمه عليها السلام شاد شد وبدانچه رسول خدا صلى الله عليه وآله به أو فرمود ، خرسند گرديد . سپس فرمود : « دختر جانم ! شوهرت منقبتها دارد : 1 . ايمانش به خدا ورسولش بيش از هركس است . احدى از امتم در اين‌باره بر أو پيشى نگرفته است . 2 . علم أو به كتاب خداى عز وجل وسنت من ، كسى در امتم نيست كه همهء دانش مرا بداند جز علي عليه السلام وخداى عز وجل به أو دانش آموخته است كه جز من نداند وبه ملائكة ورسولانش علمي آموخته است كه من آن را مىدانم . هرچه را به ملائكة ورسولانش آموخته است من آن را مىدانم وبه من دستور داده است به أو بياموزم وعمل كردم ، در أمت كسى نيست كه همه علم وفهم وحكمت مرا بداند ؛ جز أو و